خرید بک لینک

من از تمام آن روزهای تلخ ، پرت شده بودم گوشه ی اتاق نشیمن یک خانه ی قدیمی و تکیه داده بودم به امن ترین جای جهان. تو! تو نشسته بودی به شمارش نفس های یک کهکشان نو ظهور! چندبار در دقیقه؟چندربار در ثانیه؟ من موهایم را به باد سپرده بودم! باد؟! راستی باد موهایم را به هم ریخته بود یا انگشتان تو ؟ ریشه هایم میان ریشه های تو می دوید! سُر میخورد! سایه ها عقب تر رفته بودند! من میان خانه میچرخیدم ، بی صدا ، بی سایه، تازه رسیده بودم و خستگی چرخش میلیاردها سال نوری بر شانه هایم سنگینی میکرد!

برچسب: نویسنده: کارن نوروزی تاريخ: چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت: 11:01

صفحه بندی